
هشت سال ازآغاز زندگی مشترکمون میگذره . اکثر روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها، روزگار، ما رو در تشک زندگی فیتیله پیچمون کرده بود و هی دور تشک میچرخوند تا اینکه خدا خواست و یکی کی مشکلات کمتر و کمرنگ تر شد و ما تونستیم سرپا بایستیم . تا پارسال از نقشی که در زندگی داشتیم راضی بودیم . هیچکدوم شکایتی نمیکردیم و جای چیزی هم خالی به نظر نمیرسید . تا اینکه پارسال احساس کردیم دیگه این خلوت دو نفره بی مع...
ادامه مطلب