خرید بک لینک

باورم نمیشه . مگه داریم

املاکی که پارسال خونه رو برامون قول نامه کرد دو تا پسر جوان بودند . وقتی فهمیدند کارم خرید و فروش سهام هست ازم چند تا تحلیل خواستند و منم فرداش براشون فرستادم . سه ماه پیش مجددا تماس گرفتند و گفتند در مورد یکی از شرکت ها براشون اطلاعاتی بدم و منم فرستادم . آخرین بار هم موقع فروش خونه دیدمشون و همون زمان هم ازم تشکر کردند و گفتم هر موقع کاری داشتید در خدمتم .صبح داشتم کار میکردم دیدم گوشیم زنگ خورد . جواب دادم . اونا بودند . سلام و علیکی کردند و حال آینه رو پرسیدند و گفتند لطفا آدرس خونتون رو بدید. گفتم چیزی شده . گفتند چیزی می خواهیم برای شما بفرستیم .فکر کردم مدرکی چیزی دستشون مونده . آدرس رو دادم . نیم ساعت بعد زنگ خونه رو زدند . پیک بود .یک بسته کادو پیچ شده آورده بود . باز کردم دیدم یک ماشین کنترلی برای آینه است و یک کارت هدیه 500 تومانی برای من . بلافاصله تماس گرفتم گفتند بابت زحماتی که برامون کشیدید خواستیم تشکری کرده باشیم . گویا سهام اون شرکت رو خریده بودند و سیو سود مناسبی کرده بودند . گفتم ماشین رو نگه میدارم اما شب به همسرم میگم کارت رو براتون بیاره . من اینکار رو بابت پول انجام ندادم.اما قبول نکردند و گفتند اجازه بدید ما رومون بشه باز مزاحمتون بشیم . حالا قرار شده هرزگاهی براشون سیگنال هایی که احساس میکنم خوب هستند بفرستم .من بارها و بارها این کار رو برای دوست و آشنا انجام دادم ولی تا حالا کسی اینکار رو نکرده بود و حتی تماسی بابت تشکر هم نگرفته بودند و صد البته خودمم انتظاری نداشتم .

راستش اصلا انتظار این کار و این بسته رو نداشتم . اینکه کاری رو بدون هیچ چشم داشتی برای کسی انجام بدی و اصلا بهش فکر هم نکنی ولی اینطوری باهاش مواجه بشی. روزم رو خوب شروع کرده بودم با این اتفاق خوب تر هم شد . خدایا شکرت

برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 10:24

صفحه بندی