این روزها - تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:00
همونطور که از اول برنامه ریزی کرده بودم می خوام از یکسالگی یواش یواش شیر رو کم کنم . از اونجایی که تولد یکسالگی آینه با دهمین روز ماه مبارک رمضان همراه شده می خوام روزه بگیرم . هم اینطوری میتونم روز
یازدهمین سالگرد عقد - تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:00
یازدهمین سالگرد عقدمون رو بدون اینکه یادمون باشه پشت سر گذاشتیم و امروز صبح یادمون افتاد اااا دیروز سالگرد عقدمون بود. هر چند که گیریم یادمون هم بود . هیچ فرقی نمیکرد و عین دیروز میگذشت.البته برای
من دلم سفر میخواد - تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:00
آینه کمی سرما خورده و بهانه گیر شده . قربون این کوچولوها . انشالله که همیشه سالم وسلامت باشن . هنوز از اینکه تنهایی قدم برداره میترسه اما عاشق اینه که دستاش رو بده به من و باباش و راه بره . یک سفر یک
از همه چی از همه جا - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:20
سه‌شنبه 21 اسفند 1397 ساعت 10:51
جشنی برای تو - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:20
شنبه 25 اسفند 1397 ساعت 10:47
سال نو مبارک - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:20
پنج‌شنبه 1 فروردین 1398 ساعت
منو کشتی - تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 10:24
ده روزه که شدیدا با سنگ دچار مشکل شدم و اکثر اوقات سر یک موضوع بسیار مهم از دیدگاه من و از دیدگاه سنگ بی اهمیت داریم دعوا و جروبحث میکنیم . خونه ای که خریدیم رو اجاره دادیم و قراره مستجر از اول بهمن ب
هفته نامه - تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 10:24
[unable to retrieve full-text content]قشنگ دارم حال و هوای عید رو احساس میکنم و چون دوست دارم نیمه دوم اسفند وقتم آزاد باشه و فقط برم بیرون بگردم و به جنب و جوش مردم برای شروع سال نو نگاه کنم برنامه ر
باورم نمیشه - تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 10:24
باورم نمیشه . مگه داریم املاکی که پارسال خونه رو برامون قول نامه کرد دو تا پسر جوان بودند . وقتی فهمیدند کارم خرید و فروش سهام هست ازم چند تا تحلیل خواستند و منم فرداش براشون فرستادم . سه ماه پیش مجدد
خدایا ممنون - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 15:00
دیشب مردیم و زنده شدیم, دیروز وقت دکتر داشتم, صبح که از خواب بیدار شدم یک قطره خون دیدم و ساعت 11 هم یک خون دیگه, از ترس سنگ صدام رو در نیاوردم, اونقدر به آدم استرس وارد میکنه که حالم بد میشه, ساعت 3 رفتیم دکتر, فشارم بالا بود, در مورد حرکت جنین پرسید گفتم خیلی کمه, روز قبلش هم سونو بودم و در 32 هفت...
آخ جون تعطیلات تموم شد - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 15:00
خدا رو شکر بلاخره این تعطیلات تموم شد .واقعا برام خسته کننده شده بود . تمام برنامه های زندگیمون بهم ریخته بود . من نمیدونم دیدن اقوام سالی یکبار اون هم چند دقیقه چه کاریه ؟ کجای اینکار صله رحم محسوب میشه و پیامبر توصیه کرده . خدایی دیگه من و چه به عید دیدنی رفتن خونه نوه عموی مادر سنگ . یعنی آرزو به...
حریم خصوصی - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 15:00
آدم ها در هر سنی نیاز به حریم خصوصی دارن . بعضی وقت ها هم نیاز به یک رابطه فقط و فقط دو نفره و بیشتر اوقات نیاز به روابط خانوادگی. همه این نیازها کاملا باید درست تعریف بشن و اگر این روابط به درستی و در زمان مناسب برای شخص فراهم نشه میتونه صدمات جبران ناپذیری برای فرد داشته باشه.پدر و مادر من این روا...
دزد - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 15:00
دزدی همیشه از دیوار کسی بالا رفتن نیست . اینکه دستت رو در جیب مردم ساده لوحی بکنی و کسری بودجه تامین کنی ، خودش بزرگترین دزدی و اختلاس محسوب میشهمن نمی فهمم ارز به چه درد یک عده از مردم عادی می خوره . خرید و فروش ارز باید تعریف داشته باشه . ماشالله همه شدن دلال . هیچ کجای دنیا مثل این کشور مردم سوار...
ز رحمت گشاید در دیگری - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 15:00
وقت دکتر داشتم . خدا رو شکر حال آینه خوب بود و داشت از صبح حسابی لگد مالمون میکرد . شکمم از لحاظ ابعاد و پوشش مو شبیه خرس شده . اونقدر ورم داشتم که دکتر به محض دیدنم گفت چرا اینطوری شدی و بلافاصله فشارم رو چک کرد که خدا رو شکر همه چیز خوب بود . گفت دیگه از الان میشه فهمید که کوچولو پسره . گفتم چطور؟...
10 برای من خیلی مهمه - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 20:29
این ماه پر از فراز و نشیب بود برای ما . فشار کاری زیادی روی سنگ بود . صبح ها ساعت 5 میرفت و شب ها ساعت 12 بر میگشت . هرزگاهی از شدت خستگی خوابش هم نمیبرد . چشماش قرمز بود و دایم سردرد داشت . اما خب بلاخره تموم شد . و انشالله که ختم به خیر بشه . ریه ام باز کار دستم داد و خب به خاطر پشت گوش انداختن ها...
شهریوری فراموش نشدنی - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 20:29
یکشنبه 5 شهریور 1396 ساعت 09:48 اواخر مرداد رسما زن عمو شدم . دختر کوچولوی ناز و زیبایی هستبلاخره انتظار سه ماه به سر اومد . انشالله قراره آخر این هفته بزرگترین ومهمترین رویداد زندگیم رقم بخوره
چشم انتظار دل بیقرار - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 20:29
پنجشنبه 23 شهریور 1396 ساعت 09:53 معنی انتظار رو این روزها با دل و جون درک میکنم . روزهای انتظاری که گاهی با شادی همراه و گاهی با گریه . گاهی از حس درونت لذت میبری و گاهی چنان ترسی وجودت رو پر میکنه که غرق در ترس میشی.اونقدر نسبت به خودم حساس
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد-ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 20:29
هشت سال ازآغازxa0 زندگی مشترکمون میگذره . اکثر روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها، روزگار، ما رو در تشک زندگی فیتیله پیچمون کرده بود و هی دور تشک میچرخوند تا اینکهxa0 خدا خواست و یکی کی مشکلات کمتر و کمرنگ تر شد و ما تونستیم سرپا بایستیم . تا پارسال از نقشی که در زندگی داشتیم راضی بودیم . هیچکدوم شکا...
honey moon 2 - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:11
خدا قسمت کرد و دومین سفر دو نفره ما یعنی ماه عسل دو نفره ما شروع شد . اون هم به مناسبت هشتمین سالگرد ازدواجمون . هر چند که اعتراف میکنم از ته دل دوست داشتم این ماه عسل سه نفره باشه . برنامه سفر روxa0 از خرداد ماه چیده بودیمxa0 وxa0 قرار بود بریم مشهد . کلی دنبال هتل گشته بودم . و حتی چندتا رو تماس گ...
آهسته تر حرکت کن - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 21:18
اصلا متوجه نشدم کی وارد تابستون شدیم که الان نزدیک 20 روز هم ازش گذشته . عمر آدمی عجیب تند و تند میگذره . تعطیلات عید فطر رو به نحو احسن استفاده کردم . برای روز عید از قبل تصمیم گرفته بودیم که بریم سمت سوادکوه. مریضی مامان حسابی همه رو خسته کرده بود . استرس ها ، شب بیداری ها و گرماxa0 و عدم میل به غ...

برچسب‌های مرتبط

honeymoon 1985 | honeymoon 1947 | honeymoon 101 | پاییز آمد درمیان درختان لانه کرده کبوتر | متن آهنگ پاییز آمد در میان درختان لانه کرده کبوتر | پاييز آمد در ميان درختان ، لانه كرده كبوتر | السلام علیک یا ابا عبدالله | السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين | السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين وعلى الارواح | منتظرت بودم