
وقت دکتر داشتم . خدا رو شکر حال آینه خوب بود و داشت از صبح حسابی لگد مالمون میکرد . شکمم از لحاظ ابعاد و پوشش مو شبیه خرس شده . اونقدر ورم داشتم که دکتر به محض دیدنم گفت چرا اینطوری شدی و بلافاصله فشارم رو چک کرد که خدا رو شکر همه چیز خوب بود . گفت دیگه از الان میشه فهمید که کوچولو پسره . گفتم چطور؟؟؟؟گفت به قول قدیمی ها دماغت شده اندازه کوفته ، پا...
ادامه مطلب
هشت سال ازآغاز زندگی مشترکمون میگذره . اکثر روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها، روزگار، ما رو در تشک زندگی فیتیله پیچمون کرده بود و هی دور تشک میچرخوند تا اینکه خدا خواست و یکی کی مشکلات کمتر و کمرنگ تر شد و ما تونستیم سرپا بایستیم . تا پارسال از نقشی که در زندگی داشتیم راضی بودیم . هیچکدوم شکایتی نمیکردیم و جای چیزی هم خالی به نظر نمیرسید . تا اینکه پارسال احساس کردیم دیگه این خلوت دو نفره بی مع...
ادامه مطلب
یکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت 18:38 از اول ماه رمضون به خاطر مامان بیمارستان هستیم, متاسفانه روز اول ماه رمضان دچار دل درد و تورم شدید شد, آمبولانس به بیمارستان منتقل کرد که بعد از دو روز بستری تشخیص سنگ کیسه صفرا دادند, اما اعلام کردند که باید ERCPبشه و بیمارستان نداره از اینجا ببرینش, با رضایت شخصی تر...
ادامه مطلب
فروردین در چشم بهم زدنی تموم داره میشه . به جرات میگم تعطیلات امسال بهترین تعطیلات سال نو در زندگیم بود . با اینکه اصلا جایی نرفتیم . بصورت عجیبی برنامه و نظم داشتیم و اوقات استراحتمون و برای خودمون بودنمون زیاد بود . بر خلاف هر سال که اکثر روزها رو ...
ادامه مطلب
من فکر میکردم دی ماه سریع داره میگذره اما بهمن دست دی رو از پشت بسته . واقعا متوجه نشدم که چطور نه روز گذشته . خب کارهای خونه 80 درصدشون تموم شد و این جای بسیار خوشحالی داره . سنگ هایی که پدر سنگ چسبونده بودند بقدری ناجور شد که مجبور شدیم نصاب بیاریم . بنده خدا مثلا می خواست در هزینه ها به ما کمک کنه . از اول کلی بهش گفتیم نصاب گفته 150 میگیرم . اما زیر بار نرفت . بلاخره مجبور شدیم 180 پول نصاب بدیم و از طرف دیگه سنگ هایی که چسبونده شده بود رو کندیم و مجددا مجبور به خرید سنگ و چسب شدیم که اون هم برامون 120 آب خورد یعنی یه کار 150 تومنی رو با 300 به اتمام رسوندیم . یه روز هم نصاب کاغذ دیواری اومد . انصافا خونه خیلی قشنگ شده . تم خونه قهوه ای طلایی شده . یک روز هم با پدرم رفتیم آیینه سفارش داد...
ادامه مطلب
با چند هفته تاخیر عید فطر مبارک. طاعات و عبادات قبول.انشالله که امسال آخرین ماه رمضون عمرمون نباشه. فوت فرزانه تلنگر شدیدی به همه نوه ها وارد کرد . نوه اول رفت و دیر یا زود خدا اسم ما رو هم صدا میکنه و ما هم میریم . از تعطیلات عید فطر بیشترین استفاده رو کردیم . تمام کمبود و نامنظمی خواب و خوراکمون رو برطرف کردیم و تقریبا ساعت خواب و بیداریمون به حالت قبل برگشت . تعطیلات عید فطر فقط یک وعده شام رفتیم خونه مامانم و بقیه اش خونه بودیم . سنگ از اول ماه رمضون قول آبگوشت ازم گرفته بود به خاطر همین اولین کاری که کردم آبگوشت بار گذاشتم . سبزی خوردن هم خریدم و سنگ رفت نون سنگگ تازه خرید و بعد از تقریبا یک ماه ناهار خوردیم و حسابی بهمون چسبید و مزه کرد . برای فرداش لازانیا درست کردم و از اونجا که سنگ ...
ادامه مطلب
بلاخره پاییز اومد . اومدن پاییز یعنی نصف سال طی شده . من عاشق پاییزم . مگر میشه یه دختر پاییزی عاشق پاییز نباشه. داره اتفاق های خوبی به خواست خدا در زندگیمون میفته ، هرچند که سختی هایی هم داره . اما سعی میکنیم دلمون رو آروم کنیم و به کلام خدا ایمان داشته باشیم که فرمودند:بعد از هر سختی،آسایشی هست . شهریور ماه پر بود از اتفاق های شاد و تغییرات زیاد . اولیش عملم بود که یک قدم برای حل مشکل کذاییمون برداشته شد . دومین نقاشی خونه بود . بصورت عجیبی رو دوشمون سنگینی میکرد . واقعا سقفها کثیف شده بودند و نیاز به رنگ داشت . بلاخره طلسم شکست و یه تصمیم کلی گرفتیم . اول مبلمانمون رو با یه قیمت خوب فروختیم و تقریبا خونه خالی شد . فرش ها رو دادیم به قالیشویی و تصمیم گرفتیم که فرش ها رو بعد از شستشو تو اتا...
ادامه مطلب
اکثر روزها زندگی مثل روز قبل میگذره, تکراری. صبح بیدار میشیم, نماز میخونیم, صبحانه میخوریم, ظرف ها رو میشوریم و هر کدوم میریم سر کار خودمون. اما بعضی روزها با همه روزهای عمرمون فرق میکنه, مثل روزهای زوج آذر ماه, که میتونه هم خوب باشه و نوید بخش یک تغییر بزرگ و یا شاید اونقدر تلخ باشه که تا هفته ها در خاطر بمونه و اذیتم کنهاول آذر تولد بابا بود, نمیدونم چرا دیگه سال روز تولدشون رو دوست ندارم, راستش انگار از بالا رفتن سنشون میترسم, حتی دیگه دوست ندارم حساب کنم چند سالشونه .بیخیال, بابا جون تولدت مبارکخب بلاخره موضوع پایان نامه مشخص شد و استاد مربوطه هم انتخاب گردید و دو جلسه هم با هم صحبت کردیم . عالی بود . البته زیاد بر وفق مراد نبود . من خیلی دوست داشتم در زمینه بورس و مالی کار کنم اما...
ادامه مطلب