اکثر روزها زندگی مثل روز قبل میگذره, تکراری. صبح بیدار میشیم, نماز میخونیم, صبحانه میخوریم, ظرف ها رو میشوریم و هر کدوم میریم سر کار خودمون. اما بعضی روزها با همه روزهای عمرمون فرق میکنه, مثل روزهای زوج آذر ماه, که میتونه هم خوب باشه و نوید بخش یک تغییر بزرگ و یا شاید اونقدر تلخ باشه که تا هفته ها در خاطر بمونه و اذیتم کنه
اول آذر تولد بابا بود, نمیدونم چرا دیگه سال روز تولدشون رو دوست ندارم, راستش انگار از بالا رفتن سنشون میترسم, حتی دیگه دوست ندارم حساب کنم چند سالشونه .بیخیال, بابا جون تولدت مبارک
خب بلاخره موضوع پایان نامه مشخص شد و استاد مربوطه هم انتخاب گردید و دو جلسه هم با هم صحبت کردیم . عالی بود . البته زیاد بر وفق مراد نبود . من خیلی دوست داشتم در زمینه بورس و مالی کار کنم اما هم دانشگاه استاد خوبی در این زمینه نداشت و هم دکتر بهم گفت با توجه به علم روز نبودن بازار سرمایه ایران ، احتمال اینکه بتونی مقاله ISIداشته باشی خیلی پایین میاد و این برات در مقاطع بالاتر دردسر ساز میشه . کلی بالا و پایین کردیم تا اینکه تصمیم گرفتم بر روی مدلسازی در زمینه اقتصادی کار کنم . پس تقریبا سرم شلوغه . استارت دوباره کار مجله هم زده شد و به امید خدا از این ماه بصورت ماهنامه چاپ میشه .
تا پایان این ماه منتظر یک خبر مهم هستم .
برچسب: دعا معجزه آسا,دعا معجزه,دعا معجزه گر,
نویسنده: سام زارعی