خرداد واقعا پر حادثه بود
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:39
خدا رو شکر . مامان رو بعد از دو تا عمل ERCP از بیمارستان بصورت موقت خارج کردیم . چون ده روز دیگه باز باید یک ERCP دیگه انجام بده و بعدش هم باید کیسه صفرا رو خارج کنند . اوایل ماه رمضان بود که حال مامان بد شد . من خونه خودم بودم که بابا تماس گرفت و گفت همسایه روبرویی زنگ زده که خانمتون حالش بد شده و
الهی درگیر بیمارستان نشویم
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 0:44
یکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت 18:38 از اول ماه رمضون به خاطر مامان بیمارستان هستیم, متاسفانه روز اول ماه رمضان دچار دل درد و تورم شدید شد, آمبولانس به بیمارستان منتقل کرد که بعد از دو روز بستری تشخیص سنگ کیسه صفرا دادند, اما اعلام کردند که باید ERCPبشه و بیمارستان نداره از اینجا ببرینش, با رضایت شخصی تر
10 تا جوجو
-
تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 2:41
این ماه پر از فراز و نشیب بود برای ما . فشار کاری زیادی روی سنگ بود . صبح ها ساعت 5 میرفت و شب ها ساعت 12 بر میگشت . هرزگاهی از شدت خستگی خوابش هم نمیبرد . چشماش قرمز بود و دایم سردرد داشت . اما خب بلاخره تموم شد . و انشالله که ختم به خیر بشه . ریه ام باز کار دستم داد و خب به خاطر پشت گوش انداختن ها
بلاخره بهار رسید
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 6:36
سال نو مبارک بلاخره بهار از راه رسید . امسال عید برام قشنگتر از سال های دیگه در جریانه . البته شاید تا قسمت زیادیش به خاطر کم شدن فشارهای مالی 5 سال گذشته باشه و یا شاید به خاطر برنامه ریزی درست و وقت کافی برای خودمون داشتن ها باشه .29 اسفند ماه بلاخ
اتفاق های خوب و بد در کنار هم
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 6:36
فروردین در چشم بهم زدنی تموم داره میشه . به جرات میگم تعطیلات امسال بهترین تعطیلات سال نو در زندگیم بود . با اینکه اصلا جایی نرفتیم . بصورت عجیبی برنامه و نظم داشتیم و اوقات استراحتمون و برای خودمون بودنمون زیاد بود . بر خلاف هر سال که اکثر روزها رو
نه سال گذشت
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 6:36
سنگ شدیدا درگیر کاره و من اکثر اوقات تنهام . وقتی میاد خونه اونقدر خسته است که نهایتا با چشمانی نیمه باز شامی میخوره و بلافاصله میخوابه . صبح ها هم 5 صبح میره و روزهای تعطیل رو هم باید در جلسات باشه و به این ترتیب تنها زمان صحبت کردن ما یک دقیقه ای پ
چه کیفی داره عاشقی
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 14:22
حال خوب یعنیدر حال خوردن صبحانه باشی که صدای sms گوشیت بلند شه و تودر حالی که یه لقمه گنده کوشه دهنته با کلی غر بری سمت گوشی و بعد ببینی برات پیام اومده که :زائر گرامی ضمن تبریک پذیرفته شدن شما در قرعه کشی عتبات دانشگاهیان لطفا حداکثر تا 13دی ، ثبت نام خود را در سایت لبیک (سامانه عتبات)نهایی فرمایی...
بلاخره تغییر دادیم
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 14:22
این ماه عجیب تند و سریع و فرز گذشت . تا اومدیم ببنیم چه خبره شد آخر ماه . آقای اکبر هاشمی رفسنجانی فوت کردند ، خدا رحمتشون کنه ، اونقدر در این چند روز در موردش با دیگران حرف زدم که دیگه خسته شدم . بیستم تولد سنگ بود . راستش اصلا حال و حوصله تولد گرفتن رو نداشتم . حتی حال و حوصله کادو خریدن رو هم ندا...
چرا اینقدر با عجله
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 14:22
من فکر میکردم دی ماه سریع داره میگذره اما بهمن دست دی رو از پشت بسته . واقعا متوجه نشدم که چطور نه روز گذشته . خب کارهای خونه 80 درصدشون تموم شد و این جای بسیار خوشحالی داره . سنگ هایی که پدر سنگ چسبونده بودند بقدری ناجور شد که مجبور شدیم نصاب بیاریم . بنده خدا مثلا می خواست در هزینه ها به ما کمک کن...
بهار نزدیک است
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 14:22
خسته ام ، انگار کوه جابجا کردم . دلم خواب میخواد . یه خواب راحت . بلاخره کارهای خونه تموم شد و فقط خرید های عید مونده . انشالله که در این ایام هیچ مردی شرمنده زن و بچه اش نشه . جیب ها همه پر پول حلال و دل ها آکنده از عشق باشه . در این شلوغی و مشغله کاری زیاد سرما خوردم در حد تیم ملی و چون فوبیای دک...
شیشه ورزشکار
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 14:22
بلاخ ره طلسم رو شکوندم و رفتم باشگاه و بدنسازی ثبت نام کردم . اونقدر برای خودم شرایط گذاشته بودم که نمیتونستم جایی رو پیدا کنم و مهمترینش این بود که ساعتش دست خودم باشه و محدودیت زمانی برای استفاده از وسایل نداشته باشم و از همه مهمتر قیمتش هم مناسب باشه . نزدیک خونمون یکی بود رفتم گفت 12 جلسه 18 توم...
اسفند دونه دونه
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 14:22
دیگه راستی راستی داریم به روزهای آخر سال نزدیک میشیم . بر خلاف هر سال امسال هیچ سرعتی برای به پایان رسوندن کارهام ندارم . شاید به خاطر اینکه اکثر کارهام رو انجام دادم و واقعا یه چیزی در حد تی و جارو مونده . دندونم باز کار دستم داد و مجبور شدم هفته گذشته برم دکتر که گفتند باید بکشیش . من نمیدونم این ...
با تاخیر، عید مبارک
-
تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 19:35
با چند هفته تاخیر عید فطر مبارک. طاعات و عبادات قبول.انشالله که امسال آخرین ماه رمضون عمرمون نباشه. فوت فرزانه تلنگر شدیدی به همه نوه ها وارد کرد . نوه اول رفت و دیر یا زود خدا اسم ما رو هم صدا میکنه و ما هم میریم . از تعطیلات عید فطر بیشترین استفاده رو کردیم . تمام کمبود و نامنظمی خواب و خوراکمون ر...
دوست دارم فرار کنم از این آخر هفته مسقره
-
تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 19:35
هیچ اتفاق جدیدی نیوفتاده جز مسقره بازیسنگ یه خواهر و برادر داره . خواهرش یکسال از من کوچیکتر و مجرده و برادرش 4 سال از من کوچیکتر و 3 سال پیش ازدواج کرده. خب من 7 ساله(9 مرداد میشه 7 سال) عروس این خانواده ام . با اینکه باهاشون یکجا زندگی میکنم (در یک آپارتمان هستیم همگی) اما تا نگن خونشون نمیرم . ال...
honey moon 1
-
تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 19:35
نهم مرداد ماه هفتمین سالگرد ازدواجمون بود . اولش می خواستیم بریم شام بیرون ولی بعد پشیمون شدیم . روز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود . ترجیح دادیم بعد از اذان مغرب یه کیک کوچولو بخریم و یادی کنیم از گذشته . اون شب رفتیم اول شهر کتاب و من یه بازی فکری خریدم(دومینو) و بعدش رفتیم کیک خریدیم و در نهایت سنگ...
سلام شهریور پر حادثه
-
تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 19:35
مرداد ماه تموم شد و وارد شهریور ماه شدیم . از 20 مرداد تصمیم جدی برای زندگی گرفتیم . خب دیگه تقریبا دو نفره زندگی کردن برامون سخت شده بود و بعد از 7 سال نیاز به نفر سوم داشتیم . خب بهمن ماه رفته بودیم دکتر ولی دکتر اصلا حرف گوش کن نبود . بهش میگفتم که کم کاری تیرویید دارم میگفت مهم نیست . میگفتم به ...
پاییز آمد در میان درختان لانه کرده کبوتر ...
-
تاریخ: 1395/9/30 ساعت: 22:16
بلاخره پاییز اومد . اومدن پاییز یعنی نصف سال طی شده . من عاشق پاییزم . مگر میشه یه دختر پاییزی عاشق پاییز نباشه. داره اتفاق های خوبی به خواست خدا در زندگیمون میفته ، هرچند که سختی هایی هم داره . اما سعی میکنیم دلمون رو آروم کنیم و به کلام خدا ایمان داشته باشیم که فرمودند:بعد از هر سختی،آسایشی هست . ...
السلام علیک یا ابا عبدالله
-
تاریخ: 1395/9/30 ساعت: 22:16
از پاییز خوشم میاد چون هوا به دل آدم میرقصه . کافیه چشات نمناک باشه آسمون هم دلش میگیره . عاشقم دیگه دست خودم نیست . محرم رسید . بصورت عجیبی به یاد دوره معلمیم افتادم . چه سال هایی بود . هم خوب و هم بد . من اصلا برای تدریس ساخته شدم اما نه تو مدرسه . یادمه اون سال که رفتم مدرسه رشد یه کار گروهی برای...
منتظرت بودم
-
تاریخ: 1395/9/30 ساعت: 22:16
یکی از اتفاقات خوبی که این مدت برام افتاده آشنا شدن با یک پزشک خوبه . پزشکی که بیشتر از طبابت ، راهنماییت میکنه . هفته گذشته از روز جمعه دچار دل دردهای عجیبی شدم . جنس دردم دقیقا شبیه درد کیستی بود که چند سال پیش منو به عمل کشوند . اون روز رو صبر کردم و با حوردن کمی دمنوش و استراحت تونستم درد رو تا ...
تولد نامه
-
تاریخ: 1395/9/30 ساعت: 22:15
یکسال از درست کردن این وبلاگ گذشت،و شاید بیشتر از هشت سال از وبلاگ نویسی هام . آبان ماه رو خیلی دوست دارم . اول بدلیل اینکه دهم آبان تولدمه ، دوم اینکه در این ماه با سنگ آشنا شدم . انگار همین دیروز بود . سیزدهم آبان هشتاد و شش ساعت 8 صبح تلفن خونه به صدا در اومد . گوشی رو برداشتم و دیدم زن عمو هستند...